حالم بده..
از اینهمه شکستی که توی زندگیم خوردم و هی خودم و جمع و جور کردم تا شکسته هام روی هم واسته و از هم نپاشم خسته شدم..
میخوام دست از سر این خورده های بهم چسبیده شده بردارم .
دیگه این بنای روی هم رفته داره میلرزه ..
میخوام بریزم از هم
از اینهمه شکستی که توی زندگیم خوردم و هی خودم و جمع و جور کردم تا شکسته هام روی هم واسته و از هم نپاشم خسته شدم..
میخوام دست از سر این خورده های بهم چسبیده شده بردارم .
دیگه این بنای روی هم رفته داره میلرزه ..
میخوام بریزم از هم
بپاشم ....
برم زیر پای همه اونایی که دوسشون داشتم و نفهمیدن و منو بیشتر شکوندن ....
زیر پای همه..
خوردم کنین..
از این چینیِ بند زده جز صدای قرچ قوروچ خورد شدن هیچی دیگه در نمیاد ...... راحیل...
برم زیر پای همه اونایی که دوسشون داشتم و نفهمیدن و منو بیشتر شکوندن ....
زیر پای همه..
خوردم کنین..
از این چینیِ بند زده جز صدای قرچ قوروچ خورد شدن هیچی دیگه در نمیاد ...... راحیل...
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم شهریور ۱۳۹۱ ساعت توسط tanha
|
این آینه هیچ ،جز یک نگاه ،نمیداند