شب،
آتش،
سیگار،
تو،
دود،
من،
سکوت ...!


تنها که میشوم

افکار خود به خود به سوی تو می آیند

چشم خود به خود اشک میریزد

قلب خودش را از بالا به زمین می زند

و می شکند

به تو که می اندیشم

سیگار ها خودشان روشن میشوند

خودشان کام میگیرند از لبانم

وخودشان دود میشوند

به تو که فکر میکنم

همه چیز خود به خود

مرا از خود دور میکند...