من از آن دسته آدمهایي نیستم که موندگار میشن،
میچسبن یک جایي گوشهی ذهنِ شما و کنده نمیشن بامزه نیستم،
یه جوري که از خنده دل و رودتون بپیچه به هم و
وقتي نیستم بگین: «جایِ فلانی خالی، اگر بود چه خوش میگذشت!»
اون قدري کتاب نخوندم، فیلم ندیدم ، سفر نرفتم ، تجربههایِ جالبانگیزناک نداشتم
یا موسیقیشناس نبودم که بشه باهام حرفهای اینشکلی
هیچ ایدهیي ندارم برایِ نجات دادنِ دنیا!!!
خیالپردازِ خوبي نیستم کسي را سؤالپیچ نمیکنم
اصراري ندارم که کسي خودش ،
دنیایِ شخصیش یا گذشته و حالش را تمام و کمال برام توضیح بده
فکر میکنم اگر لازم باشه چیزي رو بدونم آدما
خودشون میان و همونقدري که لازمه دربارش برام حرف میزنن ..
بله ... مدتها'ست هیچ اصراري ندارم به هیچ چیزي اصراري ندارم
به برآورده شدنِ خواستههام اصراري ندارم به این که اگر خیلی دلتنگش می شم،
خیلی دلتنگم بشه اصراري ندارم به فهمیده شدن
، به درک شدن ، به این که یکي گوش باشه برایِ غصههایِ کوچیکم ..
اصراري ندارم به غافلگیر شدن ، به عوض کردنِ اطرافیانم!
شاید این معمولی بودنم خوب باشه برایِ بقیه یجوري
که جایِ خالیم نه به چشمشون بیاید ، نه بذاره هیچ دردي بپیچه تویِ دلشون!
البته یه کسیو دارم که همه دنیام مال اونه و اونم دنیای منه..
کسی که همه چیو میفهمه و همیشه کنارمه ...
دوسش دارم و اونم دوسم داره
کنار اون همیشه آرامش دارم..
ممنونم که هستی که کنارمی که دنیای منی...
همین بود کل چیزایی که باید میگفتم و شمام میدونستین!
این آینه هیچ ،جز یک نگاه ،نمیداند