امروز...
امروز تو ۳۰ دقیقه ای که یارو نشسته بود بغل دستم
کف دستش میخارید می گفت پول داره میاد …
گوشش میخارید می گفت دارن پشتم حرف میزنن …
کفه پاش میخارید می گفت پول داره میره …
اصلا ۱%به ذهنش نرسید که حموم بره شاید درست شه
+ نوشته شده در سه شنبه سی و یکم مرداد ۱۳۹۱ ساعت توسط tanha
|
این آینه هیچ ،جز یک نگاه ،نمیداند