جاده فاصله این دوریِ عذاب‌آور هر روز بین من و توست هر شب ، این تاریکی ، این تنهایی اینجاست این فاصله را هیچ وجودی غیر از خودت پر نمی‌کند این جاده وُ ، این انتظار وُ ، این تنهاییِ تن‌هایِ من و تو ، شبیه هیچ فاصله ای نیست فاصلۀ ما قدِ هزار شبِ تاریک یلدا وُ قدِ تمامِ روزای طولانیِ تابستان هرشب این دل هزار تکه می‌شود و تو نیستی وُ من در آرزوی چایِ شیرینِ صبحانه‌ام با تو هر صبح دق می‌کنم !هر روز اینجا غم می آید و برای‌َم شب می‌آورد من همان زن‌َم که همیشه تو را دوست دارم وُ تو آن مردی که مرا خوب می‌فهمد می‌چسبانم سرِ پُر دردَم را به خیالِ بازوانَت وُ ، سر بِروی سینه‌ات می‌گذارم آرام این شب هم روز خواهد شد دوباره وُ ، من مثلِ هر صبح با دو فنجان چای سرِ میز یکی خالی و یکی سرد شده