داغونَم...

داغونتَر از خرابـِ ـهاي اين شَهر!

گِريَم ميگيره

از زمانـِ غُروبـ

از سُكوتـِ پَرَندِه اي كِـ

اُميدِش به طُلوعـِ فَرداستـ

داغونَم...