ساعت اتاقم روی 2:20 دقیقه به خواب رفته..اما
آسمان خبر از غروب میدهد.خدا هم امروز دلش مانند دل من گاه آفتابی بود و
گاه ابری..سیگار هم که تمام شد. سوپر مارکت هم که هنوز
سفارش دو پاکت سیگارم را نیاورده..انگار نمیداند او تنها همدم تنهاییِ من
است برای گذر از این غروب غم انگیز..همه دست به دست هم دادند تا در عصر
جمعه رخوت و تنهایی را با تمام وجود حس کنم.
+ نوشته شده در جمعه سیزدهم اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت توسط tanha
|
این آینه هیچ ،جز یک نگاه ،نمیداند