ببین چگونه جان می دهم کنارت
بیصدا
آرام
پروازی کوتاه تا حوالیت ،
دوباره تا زمین
دریا باشد و تو باشی ،
من حاضر به مرگم کنارِ تو تا زنده در آب !
ماهیم،
همان که بال بالِ با تو بودنش مرگش شد
ماهیم،
همان ماهی که تو را از دریا بیشتر دوست داشت
هزار ماهی شدم کنارت تا نبینی از در به دریِ نداشتنت ،
چگونه باله هایم پرواز میکنند تا مرگ
تا آخرین نفس از جان
جانی که تنها به عشقِ تو در من دمیده بود و بس . . .
+ نوشته شده در جمعه نهم فروردین ۱۳۹۲ ساعت توسط tanha
|
این آینه هیچ ،جز یک نگاه ،نمیداند