دلم که تنگ میشود
بیچاره میشوم
نه شب دارم نه روز !
هیچی جوابِ دلِ تنگم را نمیدهد
خودم اینجا دلم آنجا که تویی
چشمانم امانم را میبُرد
دستانم کیبورد را !
حافظ هم که فقط از یوسف میگوید و کنعانش
چه دلِ خوشی
یوسفِ من گم نشده حافظ جان
یوسفِ من دور است
تو قدیم مانده ای و نمیدانی دنیا بزرگ شده
راهها دور !
جاده ها طولانی !
دلتنگ که می شوم
تو غزلم میشوی و من هزار حافــــــــظ . . .
+ نوشته شده در دوشنبه چهاردهم اسفند ۱۳۹۱ ساعت توسط tanha
|
این آینه هیچ ،جز یک نگاه ،نمیداند