" تـــــــــــو " دیــگر بر نميگردي بــه سوي من ،اين را هم خودمـــــــــ ـ ـ ـ ... میــــدانم ،ميگويند کـــــة فراموشم كرده اي ، و بار دیــگر عاشق شده اي ، اين را هم میــــدانم ، ولي اين دِلــــ کـــــة نميداند ، حاليش نمي شود ، باز هم دلتنگت ميشود ، يادت ميكند ، باورش نمي شود کـــــة تنهايش گذاشته اي بيچاره دِلــــ