نیستی و من
به سقوط
به زمین گرم
به دروغهایی که باورم شده بود فکر میکنم
تو نیستی و من به دوباره ها
سرزمینی میان بازوانِ او
به بودن
دوست داشتن به دوست داشته شدن فکر میکنم
نیستی و من به همه دنیا
جایی که کسی جز >>تــو<< آنجا برایم نمُرده است فکر میکنم ....
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم دی ۱۳۹۱ ساعت توسط tanha
|
این آینه هیچ ،جز یک نگاه ،نمیداند