خوابم نمیبره
غلت میزنم طرفش
دست میکشم به تن سردش
حرفی نمیزنیم
ساکتیم
نگاه میکنیم به هم
اشک میریزیم با هم
من و این دیوار رو به روم ......
غلت میزنم طرفش
دست میکشم به تن سردش
حرفی نمیزنیم
ساکتیم
نگاه میکنیم به هم
اشک میریزیم با هم
من و این دیوار رو به روم ......
+ نوشته شده در جمعه دهم آذر ۱۳۹۱ ساعت توسط tanha
|
این آینه هیچ ،جز یک نگاه ،نمیداند