لباس سکوت بر تن مي‌کنم و ديگر به تو نمي‌گويم بمان.
کنار مي‌روم تا راه زندگي خود را به تنهايي طي کني.
مي‌فهمم اما وانمود به نفهميدن مي‌کنم.
حس را در خودم مي‌کشم.
عشق را سرکوب مي‌کنم تا با تنهايي خود خوش باشي.
من با خنجر زدن به روح و جسمم، آنچه را که تو مي‌خواستي برايت فراهم کردم.