...baba roz va mah tavalodet ramze edame matlabe 



midonin hichi to zendegi ba man yar nabod

delam kheyli gerefte

rozgari man aziz dele kasi bodam omid be zendegi dashtam

vali nakhaste tarkam kard yani khoda azam gereftesh

ala ye baba daram ke asheghesham yani mikhamesh faghat vase khodam khode khodam

ادامه نوشته

ببخشید  دوستان وبلاگ من معلوم نیست چی شده

هر چی میخوام نظر بزارم نمیشه


مدل نوشتنم برای نظر دادن عوض شده و رمز اعداد که باید قبل از فرستادن داده بشه اصلا نمیاد که من بتونم نظر ارسال کنمممم

من گیر کردم وکلافه دارم میشم که چه مرگشه

کمک لازمم کسی میدونه چرا؟؟؟


میدانم خدا…

یک روز میفهمی که خیلی دوستت دارم…

و آن وقت با خودت میگویی:

کاش تمام دعاهایش را مستجاب میکردم!

بنده ی خوبی بود!

شبتون قشنگ


کاش همین لحظه می خواندی مرا
میدیدی مرا
میترسم باورت نشود
اگر بگویمت
چقدر دوستت دارم و به همان اندازه از خودم تنفر دارم
کاش همین لحظه می خواندی ام که چگونه بغض را میخندم
چگونه درد را می خوابانم
که چگونه اشک را نم نمِ بهاری می نامم
من بهار عاشقت شدم ولی بهاری ندیدم
هر چه دیدم زمستان بود و تنهایی های تکراری
کاش همین الان می خواندی ام شاید می فهمیدی
این شعر نیست که می گوید
کنارِ تو بودن ولی تو را نداشتن درد است !
درد . . .


قابِ عکسی میخرم
برایِ تمامِ عکسهایی که هیچوقت نگرفتیم
عکسِ "ما بودنمان" را کنارِ پنجره میگذارم
یک عکسِ واقعی
از ته دل
بی درد
بی غصه
بی فکر
یک عکس از یک لحظۀ خوبِ "ما" شدن
عکسی که از سرتا سرش دیوانگی ببارد
همان عکسی که اگر کسی دید حسود شود بر عشقمان
تشنه شود بر عشقی که ندارد !
یک عکسی بی هوا
بی خندۀ زورکی
بی سیب گفتن
یک عکس از یک لحظه واقعیت !
یک عکس از یک آرزو بر دل
دلِ من
دلِ تو
یک عکس از ما برای همیشه بودن . . .


من را به غیر عشق به نامی صدا نکن

غم را دوباره وارد این ماجرا نکن

بیهوده پشت پا به غزلهای من نزن

با خاطرات خوب من اینگونه تا نکن

موهايت را ببند دلم را تکان نده

در من دوباره فتنه و بلوا به پا نکن

من در کنار توست اگر چشم وا کنی

خود را اسیر پیچ و خم جاده ها نکن

بگذار شهر سرخوش زیبائیت شود

تنها به وصف آینه ها اکتفا نکن

امشب برای ماندنمان استخاره کن

اما به آیه های بدش اعتنا نکن....