Be andazeye hameye donya delaam gerefte ...•.ƸӜƷ

از یک جایی به بعد...نه بال بال میزنی
نه دِل دِل میکنی
نه داد و بیداد میکنی
نه گِریه میکنی
نه مشتتو میکوبی تو دیوار
نه... از یه جایی به بعد فقط سکوت میکنی!!

تقدیم به تو که نام دوست بر تو نهادم :
دوست یعنی کسی که وقتی هست آروم باشی ،
و وقتی نیست چیزی توی ِ زندگیت "کم" باشه !
دوست یعنی ، اون جمله های ِ ساده و بی منظوری که میگی ،
و خیالت راحته که ازش هیچ سوءتعبیری نمیشه..
دوست یعنی ، یه دل ِ اضافه
داشتن برای اینکه بدونی ،
هر بار که دلت میگیره یه دل ِ دیگه هم دلتنگ ِ "غمت" میشه...
دوست یعنی ، وقت ِ اضافه !
یعنی تو همیشه عزیزی ،
حتّی توی وقت اضافه...
دوست یعنی ،
تنهاییامو می سپرم دست ِ تو ،
چون شک ندارم می فهمیش...
دوست یعنی ، یه راه دو طرفه...
یه قدم من ، یه قدم تو ،
اما بدون حساب و کتاب...
دوست یعنی من از بودنت مفتخر و سربلندم ،
نه سر به زیر و شرمنده

خداحافظ.....

لباس سکوت بر تن مي‌کنم و ديگر به تو نمي‌گويم بمان.
کنار مي‌روم تا راه زندگي خود را به تنهايي طي کني.
مي‌فهمم اما وانمود به نفهميدن مي‌کنم.
حس را در خودم مي‌کشم.
عشق را سرکوب مي‌کنم تا با تنهايي خود خوش باشي.
من با خنجر زدن به روح و جسمم، آنچه را که تو مي‌خواستي برايت فراهم کردم.

ای کاش فردایی بود تا من از این زندان آزاد شم ولی فردا درو قفل کردو رفت.................................

گاهی وقتها دلت میخواهد یکی باشد تا صدایت کند و تو جانم؟؟ بگوئی!
گاهی وقتها دلت می خواهد دست یکی را بگیری و قدم بزنی
گاهی وقتها دلت یک فنجان قهوه دو نفره می خواهد
گاهی وقتها دلت یک نگاه آشنا برای غرق شدن می خواهد
گاهی وقتها...
آدم چیزهای ساده را می خواهد که ندارد
فقط گاهی ...

مني که بیشتر وقتا بی حوصلم و ناراحتم..
مني که تا یه چیزی میگی کنترل خودمو از دست میدم و عصبی میشم..
مني که چند ساعت میمونم تو اتاقمو در نمیام ..
مني که همش بيدارم ..
مني که حوصله حرف زدن با هیشکیو ندارم..
...مني که قرارمو با دوستام کنسل میکنم و میمونم خونه..
مني که از صب که پا میشم تا آخر شب با همه دعوام میشه
من از تو داغونم...
خواهشا اذیتم نکنید...
دارم جون میکنم بلکه حالم خوب شه...

برای من هیچـی بهتر از این نیست که تو بغـل اونی که دوسش دارم آروم بگیرم ،
برام حرف بزنه منم گوش بدم.....
سـرم رو سیـنش باشه..
گاهی سرم و بگیرم بالا و نگاهش کنم و بخندم ...
فقط آروم بگیریم ...

این دنیا و همه اضطرابهاش رو حتی واسه لحظه ای فراموش کنیم .....
دیگه هیـچ صـدایی نباشه..
فقط و فقط صـدای ضربان قلبامون باشه کـه داره به گوشمون میرســه..
نوازش های آرومش...
موهام توی دستاش ..
منم با یه دنیا آرامش چشمام رو ببندم و بخوابم ..
شاید همش یه رویا باشه ...
شاید دیگه هیچوقت حتی نبینمش چه برسه به اینکه باهاش آروم بگیرم .....
ولی گاهی همین رویای بودنش هم من و از این غم و درد زندگی لحظه ای بیرون میاره ....

ازم توقع نداشته باش خاطره های با تو بودنم رو فراموش کنم ...
منم و یه دنیا خاطره و یه موج احساس شکسته ..

من یک زنم
نه یک موجود تابع
نه یک ضعیفه
نه یک تابلوی نقاشی شده
نه یک عروسک متحرک برای چشم چرانی
باور داشته باش...
من هم اگه بخوام
میتونم خیانت کنم
بی تفاوت و بی احساس باشم،
بی ادب و هرزه باشم،
بی مبالات و کثیف باشم،
اگه جواب بدیهاتو با عشق میدم،
اگه توهینات رو فراموش میکنم،
اگه خیانتت رو گردن خودم میندازم،
اگه بی احساس نبودم و نیستم
به پای ضعفم نذار،
خودم نخواستم و هرگز نمیخوام .......

برای برگشتنت
ثانیه شمار شدم ....
آرزو میکنم به خواستنِ من که نه !
به دلِ خودت برگردی .....
من تورو با دلت میخوام نه با التماسم .....

مي گويي زنانگي ام زيباست....!
لبخند مي زنم و به اين مي انديشم
كه اي كاش زيباييِ دلم را هم مي ديدي...

زن زیبـاســت ...
چه آن زمان که از فرط خستگی چهره اش در هم است...
چه آن زمان که خود را می آراید از پس همه خستگیهایش..
چه آن زمان که فریاد می زند بر سرت,..
و تو فقط حرکت زیبای لبهایش را میبینی...
چه آن زمان که کودکی جانش را به لبانش رسانده..

و دست بر پیشانی زده و لبخند می زند...
زن زیباست...
آن زمانی که خسته از همه تُهمتها و نابرابریها..
باز فراموشش نمی شود؛
مادر است، همسر است،راحت جان است ...
زن زیباست ...
زمانی که لطافت جسم و روحش را توأمان درک کردی ...
زمانی که خرامیدنش را بین بازوانت فهمیدی ...
زمانی که نداشته های خودت را به حساب ضعفش نگذاشتی ...
از ته دلت بدان، زن زیبـــــاست...

گاهی وقتی یه عالمه حرف بیخ گلوت چسبیده
یه عالمه اشک توی چشماته
یه عالمه حسرت توی دلت تلنبار شده،
باید بگی: خب دیگه. . . خدافظ!

دلم بارون میخواد..
فقط طولانی..
آروم ...
با صدای بلند بباره تا صدای گریه ام به گوش آدمای سنگدل اینروزگار نرسه .....
بسه هر چی غرورم شکست ..
میخوام از گریـــــــــــــــه زیر بارون آروم بمیرم ......

من تو رو بیشتر از خودم دوست دارم...
شاید این همۀ اشتباه منه.....:|

هر کس گفت تموم شد ....
دروغ گفت ....
برای من فقط شروع شد ......
حتی رفتنت .....

زنـــــدگیه مــــن دویــــدن در بیراهـــه هاسـت........

و شاید اینبار از همان مسیری که آمدم گم شوم ....

من قراره تورو از دست بدم ..
نگو بیقراریاش مال تو..
چرا مثل تو دلم آروم نیست..
اگه حال من مثل حال تو..
چرا مثل تو نفس نمیکشم..
چرا نا امیدم از آینده..
گریه میکنم ولی میدونم زندگی داره بهم میخنده...
تو یه روز میری و من میبینم با همین چشمای ناباور خیس...
داری میری ولی این راهش نیست..
منو جا نذار تو این تنهایی..
یه نفر تو همۀ دنیا هست که تو واسش همۀ دنیایی ..
من بخاطر تو نا آرومم..
این همه خاطره دارم با تو ...
مثل آخرین شب زندگیه ..
شب آخرین قرارم با تو ...
تو یه روز میری و من ....................

:'((((((((

من توی بهترین لحظه های عمرم ،بدترین دقایق رو میگذرونم .....
حیـــــــف از جوونیم که هدر شد ......