مشق شب :
واسه کسى بمیر ، که واست تب کنه !
“هزار بار – تا آخر عمر”


تو را هرگز آرزو نخواهم کرد ، هرگــــــــز …
چون محال میشوی مثل همه آرزوهایم !


رفـیـق …

سر راهت که می روی

من را هم جمع کن بگذار پشت در !

شکسته ام …!


ساده بگم ، این روزا ... خوب که باشی ! خیر نمی بینی ..
ولی تو خوب باش ..


مهم نیــس دیگران پشـــت سرم چی میگن
مهم اینه جرات ندارن تو روم اون حرفا رو بزنن !


چه قدر سخته منطقی فکر کنی...
وقتی احساساتت داره خفت میکنه...

بعضی حرف ها را فقط دست ها به هم میزنند ..
فقط دستها...

دختری که هر چیزی رو که تو دوست نداری میزاره کنار
دختری که همیشه با حوصله جواب اس ام اساتو میده
دختری که وقتی تو یه جمع میرین دستت رو محکم تر میگیره
دختری که تو سرما اگه یخ ام بزنه ، دستتو ول نمیکنه بزاره تو جیبش
دختری که هیچ کسی جز تو به چشمش نمیاد

دختری که وقتی داری چیزی میگی خیـره میشه تو چشمات
دختری که واست نینی میشه ، جوجو میشه تا تو بخندی
همونی که حاضره برات هرکاری بکنه !

يادت باشه ..
این دختـر رو نباید اذیت کنی ، حتی اگه دوسش نداری !!


قانع شده ام به همین بودنت

نه بوسه ای

نه آغوشی

نه دوستت دارمی

نه لبخندی

نه دلتنگی...

اما به همین دلخوشم

تو فقط باش

فقط!


گاهی
زندگی یعنی
دوست داشتن تو
بی هیچ امیدی !!!


دلتنگم

انقدر دلتنگ که

احساس بی کسی میکنم

نمیدانم دلتنگ چیستم

فقط میدانم آنقدر دلتنگیم زیاد است که سراسر وجودم را پر کرده است


دلم تنگ است برای روزهای کودکی
بی حسادت
بی کینه
بی دروغ
بی خیانت
بی درد و غم
بی خستگی


از تنها بودنم راضی نیستم ؛ اما ….
خوشحالم که با خیلی ها نیستم … !!


آرزو دارم شبی عاشق شوی

آرزو دارم بفهمی درد را

تلخی برخوردهای سرد را

میرسد روزی که بی من لحظه ها را سرکنی

میرسد روزی که مرگ عشق را باور کنی

میرسد روزی که شبها در کنار عکس من

نامه های کهنه ام را مو به مو ازبر کنی . . .


سکوت سرد فاصله ها تنم را میلرزاند.
وقتی به نبودنت فکر میکنم و از درون میسوزم.
وقتی به یاد روز هایی که بودنت را نفهمیدم می اندیشم.

گاهی باید احساس نکنی ،
تا احساست کنند !
گاهی باید کسی باشی که نیستی ،
تا کسی که بودی باشی !
گاهی باید چشم ها را بست ، تا تو را ببینند !
گاهی باید خوابید ، تا شاید بیدارت کنند !
گاهی باید رفت ، تا بودنت احساس شود

بـــــه چــــه میـــخنــــــــدی تـــــو ؟

بــــه نـگـاهـــــم کــــه مـسـتـــــــانــــه تـــو را بــاور کــــرد

یــا بـــه افـســـــــــونـگــــری چـشـــــمـانت

کــه مـــرا ســـوخت و خــاکـسـتـــــر کــــرد ؟


خـنــــده دار است ،
بـخـنـــــــد !!


حواســــم را هرکـــجا که پــرت می کـــنم باز کـــنار تـــو می افتد ...


هیچکس
هیچوقت
به من نگفت
روزی او درد میشود
همه گفتند
روزی دردش نشوی !
درمان باش !
خانوم باش !
عاقل باش !
یک زنِ کامل باش !
و
من بودم !
همیشه درمان بودمش و
او درد بود
همیشه زجر کشیدم و او خندید !
شک نکن
همه اشتباه گفتند
من حتا
درمانِ دردِ او هم نبودم
دردِ او هرزگی بود و
من
پاکِ پاکِ پاک بودم .......


اینجا فقط صدای نفس توست
قلب من بی صدا مُرده است
این گوشه
همیشه شب است
تاریکترین آسمانِ دنیاست
تو نفس بکش
من بی قلب زنده میمانم ....