تنهایی بد است،
اما بد تر از آن اینست که بخواهی تنهاییت را با آدم های مجازی پر کنی،
آدم هایی که بود و نبودشان به روشن یا خاموش بودن یک چراغ بستگی دارد…


خدایـــــا
.
یـک مــــرگ بدهـکارم و هـــزار آرزو طلبـکار !
.
خستــه ام
.
.
.
.
.
.
.
یــا طلبــم را بـده
.
یــا طلبــت را بگیــر . . .


نـیــســــــــــــــــــتــــــــی؟؟؟؟؟به درک!!!!!
مقابل آیــــــنه می نشینم و ســـــــیگارم
را روشن می کنم در نبودت
خــــــــودم را بهتر می توانم ببـــینم
نگران جای خالــــی ات نباش
....
ســــــــــیگار پر کرده


آن کسی را که دوست داشتم آدم با گذشتی بود ...
از من هم گذشت !!!!


نگران شب هايم نباش ،

تنها نيستم ،

بالشم ، هق هق گريه هايم ،

قرص هايم ، دفتر کاهی نوشته هایم ،

سردی دستانم همه هستن ،

تنها نيستم


می دانی؟

یک وقت هایی باید

رویِ یک تکه کاغذ بنویسی

تعطیل است

و بچسبانی پشتِ شیشه‌یِ افکارت

... ... باید به خودت استراحت بدهی

دراز بکشی

دست هایت را زیر سرت بگذاری

به آسمان خیره شوی

و بی خیال سوت بزنی

در دلت بخندی به تمام افکاری که

پشت شیشه‌یِ ذهنت صف کشیده اند

آن وقت با خودت بگویی:

بگذار منتظر بمانند.


آدم خوبه ی نوشته های من !
.
"دلتنگت شده ام"
.
حجمش را میخواهی ؟؟؟
.
.
.
.
.
خدا رو تصور کن . . .


خدایا
بیا پایین
دلم گرفته

تو فقط بگو آسمانت خیلی بباره ........


فکر کردن به کسی که بهم فکر نمیکنه...
سخترین کاره این روزای من شده...


اگر ســـــکوت کردم به روی زندگی

به پای خوب بودنم نگذار!!!

روزگار با ضربه هایش مرا لال کرده.....

فقط گهگاهی لبخند میزنم،

که بداند هنوز هم مقاومـــــم برای ضربه هایش!!


تمام دنیای دیروز من...
تو بودی...
افسوس که امروز دنیای یکی دیگه شدی...
منم در نبودت با کشیدن سیگاروارد دنیای خودم شدم...


تا لب تر میکنم ،
یه نخ سیگار ،
اینجا ،
همۀ این خانه
به من آتش تعارف میکنند .......:|

بزرگ شدن آغاز تنهاییست

عشق پایانِ آدم.......

دنیا جای امنی نیست...

salam........

ye chan rozi nabodam halam khob nabod oza rohimam eftezah bod yekam moshkelate dige ham dashtam.........

faghat delam mikhad ....................hichi

shabeton mahtabi

یه دونه


امشب دیگر واقعا برای تو مینویسم ........

امشب نبودت را حس میکنم....

نبود دوستم را ....نبود همراهم را .......

نبود .....را.........

امشب به دستانت نیاز مندم .......

به نوازش های شبانه ات......

حتی به دعواهایت.......

روز شماری ساخته ام ......

از امروز شروع میشود .....امروز که گذشت 

و من بدون تو .........

فردا را نمیدانم ......هفته ی دیگر را که هیچ ......

اما با آرزوی بودن همیشه ی تو این روزها را میگذرانم 

دلم برایت تنگ شده اما کاری نمیتوانم انجام دهم

هیچ کاری............


گاهی پر از تمنا می شوی...

گاهی تمام ذهنت یک تمنا می شود...

گاهی کمی بیشتر از خیلی خیلی می خواهی...

گاهی همه ی وجودت...نفست...نگاهت....خیالت...گاهی همه ی تو می شود...

و این را فقط خودت می دانی...و فقط خدای خودت...هیچ جوره اثبات شدنی نیست...

فقط خودت ایمان داری که همه ی هستی ات شده...چه کسی باور کند...چه نکند...به درک...

گاهی دلت لک می زند برای صدایش...برای نگاهش...برای همان حس حضورش...

هیچ رقمی ارام نمی شوی...هیچ نصیحتی هم تو هرگز نمی شنوی...

فقط می دانی...که نمی دانی اش...اما می خواهی اش...لعنتی...می خواهی اش...

و این جاست که تو می شنوی : ...

" من کس دیگه ای رو دوست دارم...و حالا دیگه خفه شو...برو به جهنم... "

و تو بهت می کنی...تمام سکته های عالم و ادم را می کنی...

و تو حرفی نمی زنی...و تو هیچ چیز نمی گویی...

سیگارت را روشن می کنی...بغضت را می خوری...سرت را میان زانوانت می گیری...

و فقط برایش می نویسی : ...

" قلبم شکست...خدافظ... "


گاهی چه دلتنگ میشویم
برای یک مواظب خودت باش
برای یک هستم
برای یک نوازش
برای یک آغوش …


یک تخت خواب دو نفره
و دو خواب یک نفره...
تلخ است مگر نه؟؟؟
اما من همیشه شاهد این ماجرا هستم...!!!

چقدر خواستم اشک تو را بخندانم ٬ اما تو بغض کردی و نم نم از خودت گفتی...!!!


خدا جون نترس..!

نه به گناه میفتی

نه به جهنم میری٬

من و تو به هم محرمیم...

دستمو بگیر...!!!