آه میکشم ولی بغض هایم تمامی ندارند
آه میکشم ولی این دل لعنتی آرام نمیگیرد
دلم هوایش همیشه بارانیست؛همیشه این چشمانم خیس است
آه میکشم ولی گونه های خیسم خشک نمیشود
چـــرا؟؟؟چـــرا؟؟؟
این دل همیشه گرفته است... شاید هوای غربت وا گیر دار است
نمیدانم شاید تقدیر من این است ...
آه ای خدا این اشک ها تمامی ندارد این دل آرام نمیگیرد...
بغض میکنم ...کار هر روزه ام است بغض کردن و آرام گریستن..
شاید به این بدی ها هم نیست..آری بد نیست ..خیلی هم خوب است..
این اشکها که میریزند خیلی هم خوب اند..این اشک ها آرامم میکنند
این اشکها خالیم میکنند خالی از هرگونه بدی و بد بینی ..آرامم میکنند...
آه میکشم ولی دیگر این آه ها هم جواب این دل تنگ را نمیدهد...
جای من نیستی بدانی چه میکشم...آه میکشم..آه میکشم....