زنی مثل من رو باید ندید...
باید خوردش کرد..
باید آزارش داد..
باید بخاطر احساس پاک و صادقانه اش ترکش کرد..
ازعشق و وابستگیش باید ترسید...
باید تنهاش گذاشت توی این دنیای وحشی و سیاه..
باید عاشقش نشد....
باید بی جوابش گذاشت...
باید نگاهش کرد و هیچی بهش نگفت..
باید غرورش رو خورد کرد و به احساسش بلند بلند خندید.....
باید فقط سرش دااااااااااااااااااااااااد زد..
باید باهاش سرد بود...
اگه گفت دوست دارم باید زد توی دهنش.....
اگه ابراز محبت کرد باید بی محلی کرد..
اگه گفت یه جایی واسه من توی دلت باز کن باید گفت جایی واسۀ تو ندارم........
اگه در گوشت گفت من واقعی دوست دارم باید سکوت کرد...
اگه گریه کرد و گفت تنهام نذار باید خندید بهش...
اگه از عشقی که بهت داره حرف زد باید نشنید...
اگه گفت همینی که هستی رو دوست دارم باید زد توو دهنش......
اگه سرش رو گذاشت روی سینه ات و گفت از همۀ دنیا همینجا واسه من بسه باید بهش پشت کرد......
اگه گفت بمون تا نمیرم باید مسخره اش کرد و گفت میخوای بمیری؟
اگه صادق بود باید بهش خیانت کرد..
اگه وجودش و تسلیمت کرد باید بهش گفت بدبخت.....
اگه خیلی دوستت داشت باید بیتفاوت بود....
اگه بودنت رو خواست باید کتکش زد....
کوچیکش کرد...خوارش کرد...شخصیتش رو خورد کرد همچین که بره اون دنیا و دیگه برنگرده ........
آخه تو مرد این سرزمینی ....
همه تصمیم ها رو تو باید بگیری...
فکر تو درسته.....
و مــــــــــــــــن یه موجود با احساسم فقط ....
من زنـــــــــــــــــــــــم توی ایرانم .....
یه احساس خورد شده ......
یه خیانت دیده .....
یه درگیر عشق مردی بی احساس شده .......
یه ضربه خورده ،یه هلاکِ یه قطره محبت ......
یه زنِ سادۀ خسته .....
"یه زنی که کل این نوشته زندگیشه ....."
زنی که از مرد توی زندگیش فقط ترک کردن دیده و شکست خوردن و خورد شدن و بهانه آوردن واسه کنارش نموندن...............
یه زنی که جز یه قلبی که هنوز توی سینه اش میتپه دیگه هیـــــــــــــــچی نداره .......