X
تبلیغات
تنهاترين تنها .::qυєєη::.

تنهاترين تنها

وقتی میای وبم سیگارتو خاموش کن اینجا فقط سیگار منه که روشنه با دودش حال کن

اینجا پر است از خاکسترهای ذهن یک دختر سیگاری!!

هی تو!!

نزدیک شدن به دختری که فقط دود سیگارش اونو میفهمه

خیلی جرات میخواد

پس تا خاکستر نشدی از این آتش خاموش بکش عقب...

}{ شنبه بیست و سوم فروردین 1393}{}{tanha}{ }{}{




مدتهاستکه منتظر پایان این کابوس و بیدار شدن از این خواب لعنتی ام...

کابوسی که سالهاست دارم می بینم...

رویایی که بیدار شدن ازش به قیمت زندگی تموم میشه ...

من هنوز راه میرم...

می بینم...

می شنوم...

نفس می کشم...

ولی زنده نیستم...

خیلی وقته مرده ام...

خیلی وقته...

}{ شنبه بیست و سوم فروردین 1393}{}{tanha}{ }{}{




آی مَردم !

من هم مثلِ شما آدمم .

فقط چشمهایم

خسته از خراشِ یک احساس ،

می بارد ...

و فریادهای تب کرده ای که

پُر سر و صداترین سکوتِ زندگی ام شده ،

دلم را می سوزاند ...

صدایِ ریشِ قلبِ مرا

فقط دل شکسته ای می شنود ،

که تاریکی بر روشناییِ زندگیش

سایه انداخته ...

}{ جمعه بیست و دوم فروردین 1393}{}{tanha}{ }{}{




به طرز تلخی...
آرامم....



.
.
.
}{ شنبه شانزدهم فروردین 1393}{}{tanha}{ }{}{




خدایا .......؟!

کمی بیا جلوتر.....

میخواهم در گوشت چیزی بگویم ......

این یک اعتراف است من بدون او دوام نمیاورم.....!!!

}{ پنجشنبه چهاردهم فروردین 1393}{}{tanha}{ }{}{




سیگار را در زیر سیگاریم خاموش میکنم...

فقط با چند پک...
و بعد آرامش...
کسی به پنجره ام میکوبد:
-چند خطی مرثیه میخواهم
-من مرثیه نمینویسم آدرس را اشتباهی آمدی
-به من گفتن در همین قبر مینویسند
-کسی که مرده است مرثیه اش کجا بوده ؟خدا روزیت را جای دیگر حواله کند!
-مرده ها روزی دارند؟
-لابد!
می رود.منهم میروم به خودم.
از شعر خسته ام.
آدمهایی که زنده اند هر وقت دلشان تنگ میشود مینویسند...
شعر مینویسند...چرت مینویسند...
و من اینجا از همه اشان خسته ام.
دلم میخواهد برای همه اشان بلند بلند گریه کنم
اما مرده ها گریه نمی کنند
در تنهایی ها ی قبرم وقتهایی که درد را کام میگیرم
زندگیم را معنی میکنم
من با من شدم منی که هیچ کس نبود
دنیا...حالم ازت به هم میخورد!
بالا میاورم وقتی به افکارم نفوذ میکنی و اسم تهوع آورت
افکارم را به گند میکشد
کسی روزی به من گفت سلام و من سلامش را بالا آوردم
و او به من گفت دیوانه ی کثیف!
و من به او گفتم:ذات تو این است .سلام میکنی چرا؟فحش بده!
دوباره به پنجره ام میکوبند:
-چند خطی مرثیه می خواهم
از تمام شعر ها خسته ام.
میگویم: کی مرده؟
-خودم!فردا هفتممه
- چند خط؟
- همانقدر که بشود اشک اینهارا درآورد
-آدمها مگر بلدند گریه کنند؟
-دروغیش را خوب بلدند.من راضیم...
-فردا حاضر است.تو تازه واردی.سلام مرا به خدا برسان
-اگر دیدمش باشه.راستی....طوری بنویس که مرگم بی معنی نشود
لبخندی میزنم و او میرود.پنجره را میبندم: مرگ خودش بی معنیست!
تمام دفترهای شعرم را خاک میکنم.
سیگار را در زیر سیگاری ام خفه میکنم و مینویسم:
-برایم گریه نکنید...برای بی معنی بودن تمام روزهایی که خندیدم و زندگی را بالا آوردم
هیچ کس هیچ اشکی نریزد...من بی معنی نمردم!
}{ شنبه نهم فروردین 1393}{}{tanha}{ }{}{




                                                                                                    

هر روز یادم را قلبم را خالی میکنم از احساس

اما شب چشمانم خیس یاد تو می شوند

گویی باید باور کرد هر آنکه از دیده برود از دل رفتنی نیست

}{ پنجشنبه هفتم فروردین 1393}{}{tanha}{ }{}{




و اسفند زندگی را تحویل سال نو داد....

 

آتش سیگارم را روشن نگه می میدارم...

مثل هر سال....

}{ شنبه دوم فروردین 1393}{}{tanha}{ }{}{




سلام به دوستای عزیزم

میدونید و شایدم ندونید من اهل نوشتن نیستم ولی الان دوست دارم یه سری حرفا رو بزنم

بهونش فقط اومدن سال جدید

میخوام به یه سری از کسایی که دوسشون دارم تبریک بگم

اول از کسی که همراهیم کرد و وبلاگمو ۲سال پیش ساخت  تبریک بگم به وهاب عزیز رفیق قدیمی غریبه امروز و آشنای دیروز.بهت تبریک میگم و امیدوارم همیشه خوش باشی و تو زندگیت به آرزوهات برسی

دوم به بابام به کسی که تو دنیای مجازی بابام شد تا همراهم باشه ولی نیمه راه دستمو به راحتی رها کرد چون خسته شده بود عیدت مبارک آرزوم واست اینه بابا که همیشه شاد باشی و سال جدید یه سال پر از خوشی و سلامتی برات باشه...

سوم به علی عزیزم داداشم یه دونهی مهربون من به کسی که کنارمه که من تنها نباشم عیدت مبارک داداشی .امیدوارم  تو سال جدید شاد باشیو موفق جیبتم پر پول باشه :) آرزومند آرزوهاتم عزیز

چهارم به داداش خوبم همقدم قدمام  همشهری عزیزم صادق که خیلی عزیز واسم.سال جدید واست پر موفقیت باشه .امیدوارم تو رسانه تو سیاست و هرچی که علاقه داری به درجه بالا تر برسی .

پنجمم به همه ی دوستای عزیزم چه اونا که تازه لینک شدن و چه اونا که هستن و دوسشون دارم.امیدوارم به هرچی میخواین برسین

دوستتون دارم....

راحیل

}{ پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1392}{}{tanha}{ }{}{




روز
با سیگار من روشن می‌شود
و اگر من قدم نزنم
زمین زیر پای هیچ‌کس نمی چرخد،
اگر دلتنگی شب‌های من نبود
ماه نمی‌تابید
و از وقتی موهایم را کوتاه‌تر از انگشتان تو کردم
بادهای این شهر کوچ کرده‌اند… .
}{ چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1392}{}{tanha}{ }{}{