.::qυєєη::.

تنهاترين تنها

هی روزگار...من به درک...خودت خسته نشدی؟...

آبی تر از آنم که بیرنگ بمیرم از شیشه نبودم که با سنگ بمیرم من امده بودم که تا مرز رسیدن همراه تو فرسنگ به فرسنگ بمیرم تقصیر کسی نیست که این گونه غریبم شاید که خدا خواست که دلتنگ بمیرم
}{ شنبه بیست و سوم فروردین 1393}{}{tanha}{ }{}{




زندگی بی رحم است.... زندگی لحظه به لحظه شده است... زندگی شوق ندارد دیگر... زندگی کام ... زندگی کام به کام سیگار...
}{ پنجشنبه دوم مرداد 1393}{}{tanha}{ }{}{




ته سیگارهایم تنهایی مرا پر کرده. این روزها حسابی سر ریه هایم شلوغ است. کام های پی در پی فرصت یک تنفس ازاد را از من گرفته.
}{ دوشنبه سی ام تیر 1393}{}{tanha}{ }{}{




دستت را بیاور مردانه و زنانه اش را بی خیال دست بدهیم به رسم کودکی قرار است هوای هم را بی اجازه داشته باشیم ....!!!
}{ پنجشنبه بیست و ششم تیر 1393}{}{tanha}{ }{}{




من یک دخترم روزی دل داشتم دلی از جنس شیشه پاک.... زلال.... بی ریا همه جا صدای خنده هایم به گوش میرسید تفریحم خریدو پارتی بود شاده شاد... زندگیم رنگ و بویی دیگر داشت از عشقو عاشقی خنده ام میگرفت معنای شکست را نمیفهمیدم در نگاهم معصومیت را میفهمیدند اما حالا آدمی دیگر هستم قلبم را شکسته اند.... سرفه هایم صدای خرده شیشه میدهند تفریحم کافه و دود غلیظ سیگار است..... قهوه ای تلخ.... پیک مشروب.... و به دنبال شریکی برای درک غرور له شده ام... من یک دخترم! با گریه های شبانه با دلی پردرد با زندگی پر از خاطرات تلخ و شیرین از عشقی بی سرانجام با صدای گرفته از سیگارهای دونفره با تنی که دیگر پاک بودن را فراموش کرده است من یک دخترم!! وقتی میپرسند داستان زندگی ات را تعریف کن میگویم...: آمد ساخت ویران کرد رفت آغوشم بالین کودک فردایم بود که آلوده شد آری!!! من یک دختر....! با بغضی همیشگی از هرزگی های زمانه...!
}{ یکشنبه بیست و دوم تیر 1393}{}{tanha}{ }{}{




این روزها دلم اصرار دارد فریاد بزند . . . اما . . . من جلوی دهانش را میگیرم وقتی میدانم کسی تمایلی به شنیدن صدایش ندارد!!!! این روزها من . . . خدای سکوت شده ام خفقان گرفته ام تا آرامش اهالی دنیا خط خطی نشود . . .!!
}{ سه شنبه دهم تیر 1393}{}{tanha}{ }{}{




سیگار میکشم تا دوباره بیای و سیگارو از دستم بگیری و بندازی زیر پات لهش کنی و دوباره دعوام کنی سرم داد بکشی سرمو بندازم پایین . . . سرمو بالا بگیری و بگی بخاطر این دعوات کردم چون دوست دارم چون مهمی چون دوس دارم لبات فقط لبای منو لمس کنه بیا و این حرفا رو بهم بزن بیا . . . اما تو نمیای و من هی به پاکت خالی میرسم راستی سیگار داری رفیق؟؟؟
}{ یکشنبه هشتم تیر 1393}{}{tanha}{ }{}{




دود سیگار است و بس…

}{ دوشنبه دوم تیر 1393}{}{tanha}{ }{}{




شب خیلی بدی دارم....

}{ چهارشنبه بیست و هشتم خرداد 1393}{}{tanha}{ }{}{




برایم سیگاری آتش بزن مبان لب هایم بگذار و دور شو ؟پر از باروتم

بیشتر از اونچیزی که کسی بخواد تصورکنه خستم خدا بسهههههه خستههههه شدممممممممممممم
}{ شنبه بیست و چهارم خرداد 1393}{}{tanha}{ }{}{